العلامة المجلسي
527
حياة القلوب ( فارسي )
مؤلف گويد كه : توجيه اين تأويل به دو نحو ممكن است : أول آنكه : خداوند رحيم قصص أمم سابقه را در قرآن مجيد براي تنبيه وتهديد وبشارت اين امّت فرستاده ، وأحاديث بسيار وارد شده است كه هيچ امرى در بني إسرائيل نبوده مگر آنكه نظيرش در اين امّت هست « 1 » . وأيضا اخبار بسيار وارد شده است كه : مثل أهل بيت من در اين امّت مثل باب حطّه است در بني إسرائيل « 2 » ، يعنى همچنان كه آنها مأمور شدند كه داخل باب شوند وسجود وخضوع نمايند ، هر كه كرد نجات يافت وهر كه نكرد عذاب بر أو نازل شد ؛ همچنين ولايت أهل بيت من در اين امّت چنين است ، هر كه اختيار كند ولايت ايشان را وانقياد وتعظيم ايشان بكند نجات مىيابد وهر كه نكند عذاب بر أو نازل مىگردد ؛ وعذاب آن امّت ، هلاك ظاهري بوده ودر اين امّت هلاك به ضلالت وجهالت وحرمان از سعادت است يا آنچه از قتل وتهمت واختلاف ميان امّت وأنواع بلاها كه به سبب مخالفت أهل بيت عليهم السّلام به آنها مبتلا گرديدهاند . دوم آنكه : بني إسرائيل نيز ممكن است كه مكلف به ولايت أهل بيت عليهم السّلام گرديده باشند ، چنانكه در تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام منقول است در تفسير اين آية كه : حق تعالى بيعت ولايت محمد وعلى وساير أهل بيت عليهم السّلام را از بني إسرائيل گرفت وبعد از آنكه از صحراى تيه نجات يافتند خدا امر كرد ايشان را كه داخل دروازهء أريحا كه از بلاد شام بود بشوند ، چون به دروازهء شهر رسيدند كه مثال محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وعلي عليه السّلام بر بالاى دروازه منصوب است ودروازه در نهايت وسعت ورفعت بود پس حق تعالى امر كرد ايشان را كه : چون داخل دروازه مىشويد خم شويد براي تعظيم آن دو بزرگوار وبيعت ايشان را كه از شما گرفتهام بر خود تازه كنيد وبگوئيد : خداوندا ! سجده وتواضعى كرديم مثال محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وعلي عليه السّلام را وولايت ايشان را كه تجديد كرديم براي آن است كه پست كنى
--> ( 1 ) . كتاب سليم بن قيس 50 ؛ تفسير عياشى 1 / 303 . ( 2 ) . كتاب سليم بن قيس 11 ؛ فرائد السمطين 2 / 242 ؛ ينابيع المودة 1 / 93 .